۰ از ۵۴ گزاره
−۵ ۰/۲
−۴ ۰/۳
−۳ ۰/۵
−۲ ۰/۶
−۱ ۰/۸
۰ ۰/۶
۰/۸
۰/۶
۰/۵
۰/۳
۰/۲

جستجو، جذب و ورود به سازمان

۵ گزاره
Q01

«احساس می‌کردم هیچ‌کس فرصت ندارد وضعیت مرا بپرسد یا راهنمایی‌ام کند.»

Q02

«از همان ابتدا متوجه شدم واقعیت حرفه پرستاری با تصور دوران دانشجویی تفاوت زیادی دارد.»

Q03

«در روزهای نخست، حمایت همکاران برایم ارزشمندتر از هر آموزش رسمی بود.»

Q04

«در هفته‌های اول، هم‌زمان باید نقش یک پرستار تازه‌کار و یک مادر را مدیریت می‌کردم و این برایم بسیار دشوار بود.»

Q05

«ورود به بیمارستان آغاز یک شغل نبود، آغاز سبک جدیدی از زندگی من بود.»

جامعه‌پذیری و آشنایی‌سازی

۶ گزاره
Q06

«در هفته‌های نخست، حمایت همکاران موجب شد احساس کنم عضوی از تیم درمان هستم.»

Q07

«در روزهای نخست، نمی‌دانستم دقیقاً از من چه انتظاری وجود دارد.»

Q08

«برخورد محترمانه سرپرست بخش باعث شد اعتماد بیشتری به سازمان پیدا کنم.»

Q09

«فرصت‌های آموزش و یادگیری برای همه کارکنان به یک اندازه فراهم نبود.»

Q10

«پذیرفته شدن توسط همکاران برایم مهم‌تر از قوانین رسمی سازمان بود.»

Q11

«جامعه‌پذیری موفق باعث شد احساس کنم این بیمارستان می‌تواند محل رشد حرفه‌ای من باشد.»

استقرار و مشارکت سازمانی

۷ گزاره
Q12

«زمانی احساس کردم واقعاً عضو سازمان هستم که در تصمیم‌های مربوط به بخش، نظر من نیز شنیده شد.»

Q13

«واگذاری مسئولیت همراه با اعتماد مدیر، احساس ارزشمندی و اعتمادبه‌نفس مرا افزایش داد.»

Q14

«در برخی مواقع احساس می‌کردم صرفاً مجری دستورات هستم و فرصت اظهار نظر ندارم.»

Q15

«پذیرش من از سوی پزشکان و سایر اعضای تیم درمان، احساس تعلق حرفه‌ای مرا تقویت کرد.»

Q16

«زمانی که تلاش‌هایم مورد قدردانی قرار می‌گرفت، انگیزه بیشتری برای ادامه کار پیدا می‌کردم.»

Q17

«هماهنگی و همکاری اعضای تیم درمان، کیفیت تجربه کاری مرا به‌طور محسوسی بهبود می‌بخشید.»

Q18

«احساس می‌کردم مشارکت واقعی زمانی شکل می‌گیرد که مدیران به توانایی‌های ما اعتماد کنند، نه صرفاً از ما انتظار اجرای دستور داشته باشند.»

آموزش و توسعه

۵ گزاره
Q19

«فرصت‌های آموزش مستمر باعث شد احساس کنم سازمان برای رشد حرفه‌ای من ارزش قائل است.»

Q20

«دسترسی به دوره‌های آموزشی برای همه کارکنان یکسان نبود.»

Q21

«بخش عمده مهارت‌های مورد نیاز را از تجربه همکاران یاد گرفتم، نه از آموزش‌های رسمی.»

Q22

«آموزش‌های برگزارشده همیشه با نیازهای واقعی کار من همخوانی نداشت.»

Q23

«هر زمان فرصت یادگیری و توسعه داشتم، انگیزه و اعتمادبه‌نفس بیشتری برای ارائه مراقبت باکیفیت پیدا می‌کردم.»

مسیر پیشرفت شغلی و ارتقاء

۵ گزاره
Q24

«وقتی احساس کردم امکان پیشرفت شغلی برایم وجود دارد، انگیزه بیشتری برای ادامه فعالیت پیدا کردم.»

Q25

«فرآیند ارتقاء شغلی همیشه بر اساس شایستگی افراد انجام نمی‌شد.»

Q26

«احساس می‌کردم تلاش‌های حرفه‌ای من کمتر از آنچه شایسته بود دیده می‌شود.»

Q27

«فرصت ارتقاء برای کارکنانی که مسئولیت‌های خانوادگی بیشتری داشتند، محدودتر به نظر می‌رسید.»

Q28

«پیشرفت شغلی برای من تنها ارتقاء سمت نبود، بلکه فرصتی برای افزایش کیفیت خدمت به بیماران محسوب می‌شد.»

مدیریت عملکرد

۵ گزاره
Q29

«زمانی ارزیابی عملکرد را منصفانه می‌دانستم که بر پایه کیفیت واقعی مراقبت و عملکرد حرفه‌ای انجام شود، نه صرفاً شاخص‌های کمی.»

Q30

«بازخورد سازنده مدیر باعث می‌شد نقاط قوت و ضعف خود را بهتر بشناسم و برای بهبود عملکرد تلاش کنم.»

Q31

«گاهی احساس می‌کردم ارزیابی عملکرد بیش از آنکه به کیفیت کار وابسته باشد، به روابط فردی وابسته است.»

Q32

«قدردانی از عملکرد مطلوب، انگیزه مرا برای ادامه ارائه مراقبت باکیفیت افزایش می‌داد.»

Q33

«ارزیابی عملکرد زمانی برایم ارزشمند بود که احساس می‌کردم به رشد حرفه‌ای من کمک می‌کند، نه اینکه صرفاً یک الزام اداری باشد.»

جبران خدمات و رفاه

۷ گزاره
Q34

«احساس می‌کردم میزان حقوق و مزایا با حجم مسئولیت‌ها و فشار کاری من تناسب ندارد.»

Q35

«قدردانی صادقانه مدیر، گاهی برایم ارزشمندتر از پاداش مالی بود.»

Q36

«وجود امکانات رفاهی مناسب باعث می‌شد احساس کنم سازمان به سلامت و رفاه کارکنان اهمیت می‌دهد.»

Q37

«احساس می‌کردم نظام پرداخت بین کارکنان با شرایط مشابه، همیشه منصفانه نیست.»

Q38

«پرداخت منصفانه، احساس ارزشمندی و احترام به نقش حرفه‌ای مرا افزایش می‌داد.»

Q39

«وقتی تلاش‌های اضافی من دیده نمی‌شد، انگیزه‌ام برای مشارکت کاهش پیدا می‌کرد.»

Q40

«برای من، امنیت شغلی نیز بخشی از جبران خدمات محسوب می‌شود، نه فقط میزان حقوق.»

روابط کاری

۷ گزاره
Q41

«احترام متقابل میان اعضای تیم درمان، مهم‌ترین عامل ایجاد احساس امنیت و آرامش در محیط کار بود.»

Q42

«زمانی که مدیر بخش به حرف‌ها و مشکلات ما گوش می‌داد، احساس می‌کردم برای سازمان ارزشمند هستم.»

Q43

«وجود تعارض میان اعضای تیم درمان، کیفیت کار و آرامش روانی مرا تحت تأثیر قرار می‌داد.»

Q44

«حمایت همکاران در شرایط بحرانی باعث می‌شد فشار کاری را بهتر تحمل کنم.»

Q45

«برخورد محترمانه پزشکان با پرستاران، احساس هویت حرفه‌ای مرا تقویت می‌کرد.»

Q46

«بی‌توجهی مدیران به مسائل کارکنان، اعتماد مرا نسبت به سازمان کاهش می‌داد.»

Q47

«روابط انسانی مناسب در محیط کار، حتی در شرایط سخت، انگیزه ادامه خدمت را در من حفظ می‌کرد.»

ماندگاری و خروج

۷ گزاره
Q48

«اگر احساس کنم سازمان از من حمایت می‌کند، تمایل بیشتری به ادامه همکاری خواهم داشت.»

Q49

«دلیل اصلی تمایل من به ماندن، علاقه به حرفه پرستاری است، نه صرفاً مزایای شغلی.»

Q50

«وقتی احساس بی‌عدالتی می‌کنم، اولین فکری که به ذهنم می‌رسد ترک سازمان است.»

Q51

«فرسودگی ناشی از فشار کاری، گاهی مرا به فکر ترک حرفه پرستاری می‌اندازد.»

Q52

«احساس تعلق به همکاران، یکی از مهم‌ترین دلایل ماندن من در این بیمارستان است.»

Q53

«اگر فرصت رشد حرفه‌ای در سازمان فراهم باشد، حتی با وجود مشکلات، ترجیح می‌دهم در سازمان بمانم.»

Q54

«در نهایت، تجربه‌ای که از تمام سال‌های کار در این بیمارستان داشته‌ام تعیین می‌کند که بمانم یا بروم.»

یادداشت اختیاری

۵۴ گزاره باقی مانده است.